زنی که بلند فکر می کند


+ از بلندای من تا..

وقتی بلند فکر می کنی

پستی ها را تاب نمی آوری

 

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٧
comment نظرات () لینک

+ زاویه 1

شعر اتفاق غریبیست (قریبیست)
گاه شعور می زایدش
پرشور
بیگاه حس تعلیقی سبک
می آفرینش چنان کور
که صد انگشت ِ به دندان گزیده ی با تدبیر
باز نتوانش کرد ،گره از واژگان بی معنیش

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
تگ ها: زوایای دید
comment نظرات () لینک

+ شنیده ام ...؟

اگر چه ماه ِ حسن جمالم 

در پس ابرهای کینه می سوزد

ولی به شوکت و جلال و جمال حق سوگند

شنیده ام برای همیشه

حق در محاق نمی ماند 

 

شبنم شیروانی 

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
تگ ها: سوز و ساز
comment نظرات () لینک

+ آنجا که تهی می شوم از

یکشب ز معبر سخت زندگی عبور خواهم کرد
بعد از آنکه لحظه های پریشانی ام مرور شد
آنگه که آسمان هوسهام باوری نزاد
آنجا که تهی از حجم بودنم بودم
وآنجا که سوی شدن گشتم
آخر ز معبر سخت زندگی عبور خواهم کرد
یکشب ز تیغ حوادث که خون چکید 

با مشعلی بدست 

با چشم نم زده از قطره های اشک

وقتی که نهایت عجز خویش

لرزش فتاد بر پیکرم از هول و بیم

آن لحظه ای که فرو ریزد آوار زندگی

آنجا که تهی می شوم از

 ....تراکم  شهین...



شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۸
comment نظرات () لینک

+ بازتاب

 

نزدیک که می آیی

آینه می شوم

عریانیت را می بینی در من

می گریزی چهار نعل

دور می شوی

 

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۸
comment نظرات () لینک

+  

چون پیچکی
ما را به غربت خود حصار می شود
تنهایی غریبی که..
............ در نهانمان پیداست

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۳
comment نظرات () لینک

+ سبکبال!

هوالحی

زمین جسم ترا بلعید و روحت به آسمان بخشید

شتاب کردی ، به سفینه ی مرگ در نشستی

وه چه زود زاد و توشه ات ساز شد و رخت سفر بتن کردی

اینک

ما بازماندگانیم

زانوان غم به بغل گرفته

نشسته در اندوه ماتم فقدان چون تویی سبکبال

 همکارفقیدم!

 

نوشته شده توسط :شبنم شیروانی 

 

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳
comment نظرات () لینک

+ یک جو محبت !یک خرمن آبرو

یک کاریکلماتور

ورژن اول
هشدار !!اغواگران زآن سو یک جو محبت ،ترا ارزانی دهند که یک خرمن آبروی ترا ،ارزان برند.
ورژن دوم 
هشدار !!اغواگران زآن سو ارزن محبت ،ترا ارزانی دهند که یک خرمن آبروی ترا ،ارزان برند. 


شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۳
comment نظرات () لینک

+ چاه درون

1

گاه گاهی که دلم می گیرد

می کنم چاه درونِ دل خویش

سر در آن کرده و فریاد زنم ، شکوه بسی

که چرا رنجه کند گاه مرا هم نفسی

بعد از آن چاه دلم پر شود از لرزش و آواز گلوگاه وجود

دلم آرام شود ، گو که دگر هیچ نبود.

آنچنان صبر به پیش آید و اندوه رود

که لب از بهت چو یک پسته ی لب بسته شود

الغرض در پس این  قصه ی آن چاه و دل و ..

پسته ی لب بسته و آرام و قرار

شعر می خواندم اینجا که بیا!

تحفه ی این شوق ِ پر از شور گذار

 

 2

گره از ابرو نمی گشایم من

دل تو به زلف من پریشان است

به خدا قسم که می دانم

نگهت ز نیش غمزه گریان آست 

 

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٦
تگ ها: سوز و ساز
comment نظرات () لینک

+  

1

برای چشم هایی که پرند از نم ِ غم

همیشه نیمه ی خالی لیوان

دیدنی تر است.

….

2

برام از غم بنویس

گریه ،ماتم بنویس

بنویس که ..

چه جوری بی تن مو!

چشماتو می دزدی از سقف کبود؟

چه جوری تیرچه ی خاطرات خونه ی دلت

به شمارش نمی یاری همشو !

هر جی که بود؟

……

 3

از لام تا کام ترا گفتم

تو لام ِ مرا گوش در کردی و...

کام ستاندی ام

 

شبنم شیروانی

نویسنده : شبنم شیروانی ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٥
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد