+ از بلندای من تا..
وقتی بلند فکر می کنی
پستی ها را تاب نمی آوری
شبنم شیروانی
+ زاویه 1
شعر اتفاق غریبیست (قریبیست)
گاه شعور می زایدش
پرشور
بیگاه حس تعلیقی سبک
می آفرینش چنان کور
که صد انگشت ِ به دندان گزیده ی با تدبیر
باز نتوانش کرد ،گره از واژگان بی معنیش
شبنم شیروانی
+ شنیده ام ...؟
اگر چه ماه ِ حسن جمالم
در پس ابرهای کینه می سوزد
ولی به شوکت و جلال و جمال حق سوگند
شنیده ام برای همیشه
حق در محاق نمی ماند
شبنم شیروانی
+ آنجا که تهی می شوم از
یکشب ز معبر سخت زندگی عبور خواهم کرد
بعد از آنکه لحظه های پریشانی ام مرور شد
آنگه که آسمان هوسهام باوری نزاد
آنجا که تهی از حجم بودنم بودم
وآنجا که سوی شدن گشتم
آخر ز معبر سخت زندگی عبور خواهم کرد
یکشب ز تیغ حوادث که خون چکید
با مشعلی بدست
با چشم نم زده از قطره های اشک
وقتی که نهایت عجز خویش
لرزش فتاد بر پیکرم از هول و بیم
آن لحظه ای که فرو ریزد آوار زندگی
آنجا که تهی می شوم از
....تراکم شهین...
شبنم شیروانی
+ بازتاب
نزدیک که می آیی
آینه می شوم
عریانیت را می بینی در من
می گریزی چهار نعل
دور می شوی
شبنم شیروانی
چون پیچکی
ما را به غربت خود حصار می شود
تنهایی غریبی که..
............ در نهانمان پیداست
شبنم شیروانی
+ سبکبال!
هوالحی
زمین جسم ترا بلعید و روحت به آسمان بخشید
شتاب کردی ، به سفینه ی مرگ در نشستی
وه چه زود زاد و توشه ات ساز شد و رخت سفر بتن کردی
اینک
ما بازماندگانیم
زانوان غم به بغل گرفته
نشسته در اندوه ماتم فقدان چون تویی سبکبال
همکارفقیدم!
نوشته شده توسط :شبنم شیروانی
+ یک جو محبت !یک خرمن آبرو
یک کاریکلماتور
ورژن اول
هشدار !!اغواگران زآن سو یک جو محبت ،ترا ارزانی دهند که یک خرمن آبروی ترا ،ارزان برند.
ورژن دوم
هشدار !!اغواگران زآن سو ارزن محبت ،ترا ارزانی دهند که یک خرمن آبروی ترا ،ارزان برند.
شبنم شیروانی
+ چاه درون
1
گاه گاهی که دلم می گیرد
می کنم چاه درونِ دل خویش
سر در آن کرده و فریاد زنم ، شکوه بسی
که چرا رنجه کند گاه مرا هم نفسی
بعد از آن چاه دلم پر شود از لرزش و آواز گلوگاه وجود
دلم آرام شود ، گو که دگر هیچ نبود.
آنچنان صبر به پیش آید و اندوه رود
که لب از بهت چو یک پسته ی لب بسته شود
الغرض در پس این قصه ی آن چاه و دل و ..
پسته ی لب بسته و آرام و قرار
شعر می خواندم اینجا که بیا!
تحفه ی این شوق ِ پر از شور گذار
2
گره از ابرو نمی گشایم من
دل تو به زلف من پریشان است
به خدا قسم که می دانم
نگهت ز نیش غمزه گریان آست
شبنم شیروانی
1
برای چشم هایی که پرند از نم ِ غم
همیشه نیمه ی خالی لیوان
دیدنی تر است.
….
2
برام از غم بنویس
گریه ،ماتم بنویس
بنویس که ..
چه جوری بی تن مو!
چشماتو می دزدی از سقف کبود؟
چه جوری تیرچه ی خاطرات خونه ی دلت
به شمارش نمی یاری همشو !
هر جی که بود؟
……
3
از لام تا کام ترا گفتم
تو لام ِ مرا گوش در کردی و...
کام ستاندی ام
شبنم شیروانی
← صفحه بعد


نظرات ()